ناد علی(ع)




از برای ناد علی(ع) هفتصد خاصیت ذکر کرده اند و در تمام مهمات آنرا موثر دانسته اند و طریقه ختم ناد علی کبیر آنست که اگر کسی را مهمی عظیم پیش آید ناد علی(ع) را 7 نوبت به نیت آن مهم بخواند البته برآورده خواهد شد.

اگر بعد از نماز صبح به نیت مال و ثروت، روزی 9 بار بخوانی ثروتمند گردی.
اگر جهت ادای قرض 15 روز و روزی 22 مرتبه بخوانی قرضت ادا میگردد.
اگر کسی این دعا را با خود داشته باشد از شر جمیع حیوانات و جن و انس محفوظ باشد
و دعا این است:





بِسمِ الله الرحمن الرحيم نادِ علیّاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَکَ فی النَّوائِبِ لی إلَی اللهِ حاجَتی وَ عَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما أمَرتَهُ وَ رَمَیتَ مُنقَضی فی ظِلِّ اللهِ وَ یُضلِلِ اللهُ لی أدعُوکَ کُّلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنجَلَی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ یا اللهُ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّدُ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ، اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِیِّ، اللهُ اَکبَرُ اَنَا مِن شَرِّ اَعدائِکَ بَریءٌ بَریءٌ بَریءٌ، اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَدِی و عَلَیکَ مُعتَمَدی بِحَقِّ اِیّاکَ نَعبُدُ و اِیّاکَ نَستَعینُ یا اَبَا الغَیثِ اَغِثنی یا اَبَا الحَسَنَینِ اَدرِکنی یا سَیفَ اللهِ اَدرِکنی یا حُجَّةَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِیِّ یا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ و القَهرُ فی قَهرِ قَهرِکَ یا قَهّارُ یا قاهِرَ العَدُوِّ یا والِیَ الوَلِیّ یا مَظهَرَ العَجائِب یا مُرتَضی عَلِیّ رَمَیتَ مَن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَیفِ القاتِلِ اُفَوِّضُ اَمری اِلَی اللهِ اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ وَ اِلهُکُم إلهٌ واحِدٌ لا إلهَ إلّا هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیم، أدرِکنی یا غِیاثَ المُستَغیثینَ یا دَلیلَ المُتَحَیِّرینَ یا أمانَ الخائِفینَ یا مُعینَ المُتَوَکِّلینَ یا راحِمَ المَساکینَ یا إلهَ العالَمینَ بِرَحمَتِکَ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدنا مُحَمَّدٍ وآلِهِ أجمَعینَ وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین



منبع: کتاب ارتباط با خدا ترجمه: الهی قمشه ای

نماز امیرالمؤمنین جهت بیرون آمدن از گناه

انسان با خواندن آن از گناهان مانند روزی که از مادر متولد شده است پاک می‌شود.

از حضرت‌صادق(ع) روایت کرده‌اند که فرمود: هر کس از شما چهار رکعت نماز امیرالمؤمنین(ع) را بجا آورد از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متّولد شده باشد و حاجتهای او برآورده شود .

 
و آن نماز چهار رکعتی است که به صورت دو رکعت دو رکعت خوانده می‌شود به این ترتیب که در هر رکعت بعد از حمد پنجاه ‌مرتبه سوره قل‌ هو اللّه ‌احد را بخواند که جمعاً در چهار رکعت دویست مرتبه می‌شود و خواندن این چهار رکعت نماز در شب و روز جمعه وارد شده و اگر بعد از نماز بگوید:

اَللِّهُمَ صَلِّ عَلَی النِّبِیِّ وَ لِلِه وارد شده که گناهان گذشته و آینده او آمرزیده شود و چنان باشد که دوازده مرتبه قرآن را ختم کرده باشد و حق‌تعالی گرسنگی و تشنگی قیامت را از او دفع کند.



منبع:گنجهای معنوی

چند عمل باعث استجابت دعا است

1 - گفتن بسم اللّه الرحمن الرحيم در اول دعا
2 - مدح خداوند عالم
3 - صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد
4 - نا اميد شدن از مردم
5 - حضور قلب و اميدوار شدن به استجاب دعا
6 - اصرار كردن در دعا
7 - انگشتر عقيق در دست داشتن
8 - انگشتر فيروزه در دست كردن
9 - دعا كردن چهل مومن قبل از دعا
10 - خواندن صد آيه از قرآن  و پس از آن هفت مرتبه گفتن(يا اللّه)
11 - ختم كردن دعا به  (ماشاء اللّه لا حول و لا قوه الا باللّه)


منبع : گنجينه هاى معنوى - مؤلف : رضا جاهد

دعای چهل کلید

دعای چهل کلید برای بخت گشایی ، محبت بین  زن و شوهر ، دفع جادو ، حفظ از جمیع بلیات ، مکر مکاران و سحر ساحران می باشد.

از فضه خاتون روایت شده  که روز جمعه بر خاتون خود  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وارد شدم ، دیدم آن بزرگوار ظرف آبی بدست مبارک گرفته و دعائی می خواند و به آن  می دمد . عرض کردم فدایت شوم سبب خواندن و دمیدن دعا چیست؟

حضرت بعد از اتمام دعا فرمود: این دعای چهل کلید است.

۱.  هر که در روز جمعه  غسل کند و آب پاکی بیآورد و این دعا را بخواند و بر آن بدمد و بیاشامد بخت پنجاه ساله اش باز می شود .

۲.  اگر در بین زن و شوهر الفتی نباشد ، این دعا را بر آب بخواند و آن را در طعام ریزد و زن و شوهر آن را بخورند به قدرت حق تعالی به محبت یوسف و زلیخا رسند.

۳. جهت باطل السحر ، به گلاب و زعفران و نبات بخواند و بخورد. و یا با آبی که این دعا را خوانده غسل کند به فرمان حق تعالی باز گردد.

۴. اگر کسی نزد سلاطین رود و این دعا را بر گلاب بخواند و بر روی خود بمالد با حرمت گردد.

 ۵.  اگر این دعا را به  آب بخواند و غسل کند حق تعالی او را از جمیع بلیات حفظ کند و از مکر مکاران و سحر ساحران و شر جمیع خلقان در امان باشد .
ادامه نوشته

دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام



شفا و درمان با دعا

دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام

دعاى خيلى موثر جهت نجات


مروى است در محلى كه نمرود ابراهيم خليل عليه السلام را در آتش افكند، حضرت ابراهيم اين دعا را خواند و آتش فرو نشسته و نجات يافت .






بسم الله الرحمن الرحيم اللهم انى اسئلك يا الله يا الله يا الله يا الله انت المرهوب يرهب منك جميع خلقك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت الرفيع فى عرشك من فوق سبع سمواتك و انت المظل على كلشى ء لا يظل شى ء عليك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله انت اعظم من كلشى ء فلا يصل احد عظمتك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا نور النور قد استضاء بنورك اهل سمواتك و ارضك يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله لا اله الا انت تعاليت ان يكون لك شريك و تكبرت ان يكون لك ضد يا نور النور يا نور كل نور حامد لنورك يا مليك كل مليك ، تبقى و يفنى غيرك يا نور النور يا من ملا اركان السموات و الارض بعظمته يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا هو يا هو يا من ليس لهو يا من لا هو الا هو اغثنى الساعة الساعة يا من امره كلمح البصر او هو اقرب باهيا شراهيا اذونى اصباوث آل شداى يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا رباه يا غايه منتهاه و رغبتاه .


منیع : بحارالانوار، ج 95، ص 355.

دعای معراج

دعايى است شان آن بسيار بزرگ است و خيلى عظيم مى باشد. راوى حضرت على عليه السلام از نبى اكرم صلى الله عليه و آله : وقتى به آسمان رفتم در شب معراج هفتاد هزار حجاب را طى كردم تا رسيدم به حجاب قدرت در آن نوشته شده اين دعا با نور، جبرئيل عرض كرد: يا محمد صلى الله عليه و آله اين دعا را براى كسى غير از مومنين از امت خودت تعليم ندهى چون كه اين دعا را هر كه بخواند درهاى آسمانها بر روى ايشان باز مى شود و خداوند نظر رحمتش را شامل آن شخص كند كه هم و غم او را بر طرف مى كند و هر گرفتارى كه دارد خدا بر طرف مى سازد اگر قرض دار است قرضش ادا مى شود و گناهانش ‍ آمرزيده مى شود و مورد عنايت قرار مى گيرد مانند انبياء و صديقين و خداوند هزار قصر و از در و ياقوت براى او آماه مى فرمايد و خداوند به او هر روز 360 مرتبه نظر رحمت كند و ملكى ندا مى كند كه اعمالت را از سر بگير كه گناهان خودت و مادرت و پدرت آمرزيده شد و جميع گناهانت مبدل به حسنات شد و ثواب هفتاد سال عبادت براى ايشان نوشته شد پس خير دنيا و آخرت براى او جوع مى گردد و هر كس اين دعا را نوشته با مشك و زعفران براى هر بيمارى كه دهد شفا خواهد يافت و هر كس حمل نمايد اين دعا را با خود آمن خواهد شد از شر شيطان و هيچ گونه ملالى بر ايشان نمى رسد و محفوظ مى ماند از دزدان و جميع حاجاتش برآورده خواهد شد و هر كس نزد فرزندانش بگذارد حفظ مى شوند از جميع گزندگان مانند مار و عقرب و هر كس با خود حمل نمايد از جميع امور خوب بهره مند خواهد شد و هر كس بنويسيد و در منزل بگذارد روزيشان زياد گردد و اهل آن محفوظ مى گردند از جميع گرفتاريها و قسم به آن كسى كه شما را به رسالت مبعوث كرد اگر جميع ثقلين و جميع ملائكه تعدادشان هزار برابر اهل دنيا و آخرت شوند تا روز قيامت ثواب اين اين دعا را نخواهند توانست بنويسند چون اين دعا بهترين دعا است نزد پروردگارت پس به امت خود تعليم بده چون گنجى است از گنجهاى بهشت كه خدا عنايت كرده است .
ادامه نوشته

دعای مشلول

سیدالشهدا (ع) فرمود: من و پدرم در شب تاریکى به طواف خانه خدا مشغول بودیم. در این هنگام متوجه ناله اى جانگداز و آهى آتشین شدیم که شخصى دست نیاز به درگاه بى نیاز دراز کرده و با سوز و گدازى بى سابقه به تضرع و زارى مشغول است. پدرم فرمود: اى حسین! آیا مى شنوى ناله گنهکارى را که به درگاه خدا پناه آورده و با قلبى پاک اشک ندامت و پشیمانى مى ریزد، او را پیدا کن و پیش من بیاور.
در آن شب تاریک، گرد خانه گشتم. از وسط مردم به زحمت مى رفتم تا او را میان رکن و مقام پیدا کرده و به خدمت پدرم آوردم. جوانى زیبا و خوش ‍ اندام بود، با لباسهاى گرانبها. پدرم تا او را دید به او فرمود: کیستى؟ عرض ‍ کرد: مردى از اعرابم. پرسید: این ناله و التهاب و سوز و گدازت براى چه بود؟ گفت: از من چه مى پرسى یا على که بار گناهانم پشتم را خمیده و نافرمانى پدر و نفرین او اساس زندگى ام را در هم پاشیده است و سلامتى و تندرستى را از من ربوده است.

حضرت فرمود: جریان چیست؟ گفت: شب و روزم به کارهاى زشت و بیهوده مى گذشت و غرق در گناه و معصیت بودم. پدر پیرى داشتم که با من خیلى مهربان بود، هر چه مرا نصیحت مى کرد و راهنمایى مى نمود که از کارهاى خلاف دست بردارم نمى پذیرفتم و گاهى هم او را آزار رسانده و دشنامش مى دادم.

یک روز پولى در نزد او سراغ داشتم. رفتم پول را از صندوقى که پول در آن بود بردارم که پدرم جلو مرا گرفت. من دست او را فشردم و بر زمینش زدم. خواست از جاى بر خیزد، ولى از شدت کوفتگى و درد یاراى حرکت نداشت. پولها را برداشتم و پى کار خود رفتم. موقع رفتن شنیدم که گفت: به خانه خدا مى روم و تو را نفرین مى کنم. چند روز روزه گرفت و نمازها خواند. پس از آن ساز برگ سفر مهیا کرد و بر شتر خود سوار شد و به جانب مکه بیابان پیمود تا خود را به کعبه رسانید.

من شاهد کارهایش بودم، دست به پرده کعبه گرفت و با آهى سوزان مرا نفرین کرد. به خدا سوگند هنوز نفرینش تمام نشده بود که این بیچارگى مرا فرا گرفت و تندرستى را از من سلب نمود. در این موقع پیراهن خود را بالا زد دیدیم یک طرف بدن او خشک شده و حس و حرکتى ندارد. بعد از این پیش آمد بسیار پشیمان شدم و نزد او رفتم و عذر خواهى کردم، ولى نپذیرفت و به طرف خانه خود رهسپار گشت.

سه سال بر همین منوال گذراندم و همى از او پوزش مى خواستم و او رد مى کرد. سال سوم ایام حج درخواست کردم همانجایى که مرا نفرین کرده اى دعا کن شاید خداوند سلامتى را به برکت دعاى تو به من باز گرداند. قبول کرد و با هم به طرف مکه حرکت کردیم تا به وادى اراک رسیدیم. شب تاریکى بود، ناگاه مرغى از کنار جاده پرواز کرد و بر اثر بال و پر زدن شتر پدرم رمید و او را از پشت خود بر زمین افکند. پدرم میان دو سنگ واقع شد و از تصادم به آنها، جان به حق تسلیم کرد. او را همان جا دفن کردم و مى دانم این گرفتارى و بیچارگى من فقط به واسطه نفرین و نارضایتى اوست.

امام حسین مى گوید، پدرم فرمود: اینک فریادرس تو رسید، دعایى که پیامبر به من یاد داد به تو مى آموزم. حضرت فرمودند: این که پدرت با تو به طرف کعبه آمد تا دعا کند شفا یابى، معلوم مى شود از تو راضى شده است. اینک من دعایى را که حبیبم رسول خدا یادم داد به تو مى آموزم، هرکس آن دعا را را که اسم اعظم الهى در آن است بخواند، بیچارگى و اندوه و درد و مرض و فقر و تنگدستى از او برطرف مى گردد و گناهانش آمرزیده مى شود و آنقدر از مزایاى آن دعا شمرد که من از امتیازات آن دعا، بیشتر از جوان بر سلامتى خویش، مسرور شدم. آنگاه فرمود: در شب دهم ذیحجه دعا را بخوان و صبحگاه پیش من آى، تا تو را ببینم و نسخه دعا را به او داد.

صبح دهم جوان با شادى و شعف به سوى ما آمد و نسخه دعا را تسلیم کرد. وقتى که از او جستجو کردم سالمش یافتیم. گفت: به خدا سوگند این دعا اسم اعظم دارد. سوگند به پروردگار کعبه دعایم مستجاب شد و حاجتم برآورده گردید. پدرم فرمود: جریان شفا یافتن خود را بگو. جوان گفت: در شب دهم ذیحجه همین که دیده هاى مردم به خواب رفت، دعا را به دست گرفتم و به درگاه خدا نالیده اشک ندامت ریختم و براى مرتبه دوم خواستم بخوانم. ندایى آمد که اى جوان! کافى است، خدا را به اسم اعظم قسم دادى و مستجاب شد.

پس از لحظه اى به خواب رفتم، پیامبر اکرم را در خواب دیدم که دست بر بدن من گذاشت و فرمود: "احتفظ بالله العظیم فانک على خیر" از خواب بیدار شدم و خودم را سالم یافتم. در این موقع پدرم به بچه ها توصیه کرد که به پدر و مادر خود نیکى کنند.

( دعایى که على (ع ) به آن جوان براى شفایش داد، همان دعاى مشلول است که در مفاتیح الجنان ذکر شده است. )


ادامه نوشته